قصه هایم برای تو بگذار توی باغچه ات شعرهایم برای تو بگذار روی طاقچه ات دست هایم برای تو بکار سبز خواهد شد بال هایم برای تو بگیر پرواز خواهد کرد آوازهایم برای تو بگذار توی موهایت رازهایم برای تو ببند دور دستهایت دست هایم برای تو بکار سبز خواهد شد بال هایم برای تو بگیر پرواز خواهد کرد ما از دشت لالایی هایش را خواندیم تا خوابمان نبرد از کویر آوازهایش را خواندیم تا یادمان نبرد ما از جنوب آتش ها ساختیم تا سردمان نشود از گُل سرخ نامش را بردیم تا پرنده های سپید به شهر خورشید دوباره برگردند قصه هایم برای تو بگذار توی باغچه ات شعر هایم برای تو بگذار روی طاقچه ات اشک هایم برای تو بخند رام خواهد شد شوق هایم برای تو بگیر آرام خواهد شد ما از شهر سیب هایش را چیدیم تا صبح سر برسد از کوچه کبوتر هایش را دیدیم تا شب پر بکشد ما از شب آواز ها ساختیم تا ترسمان بریزد از سفر یادش را بردیم تا پرنده های سپید به شهر نیلی آرام دوباره برگردند نیمی از ما با طوفان می رفت نیمی از ما در شب جا می ماند نیمی از ما با باران می ریخت نیمی از ما از باران می خواند
به سایت آواما خوش آمدید! لطفاً توجه داشته باشید که محتوای این سایت برای افراد زیر 12 سال مناسب نمیباشد. برای ثبت نام، باید 12 سال یا بیشتر داشته باشید. با ثبت نام، شما تأیید میکنید که شرایط سنی لازم را دارا هستید.
با این کار تمام آهنگ ها از صف شما حذف می شود. آیا مطمئن هستید که می خواهید پاک
کنید؟
ای که در شبهایِ دوری گریه میکردی برایم رفتی و بعد از تو دنیا غرق شد در گریههایم بی تو آوازی دلم را پر نخواهد داد دیگر بی تو حتی شوقِ خواندن مرده دیگر در صدایم بی تو آغاز سکوتم، بی تو پایان ترانه خندههایم بیدلیل و گریههایم بیبهانه گرچه دیگر هستیام را شوق دیداری نماندهست باید از باران بگیرم خاطراتِ مردهام را یا که عادت میکنم با بغضِ گلدان پشت شیشه یا به دریا میدهم گلهای بارانخوردهام را تا به کی باید به یاد روزهای رفته باشم بعد از این باید تو را از خاطراتم پس بگیرم یا به شوقِ لحظهی برگشتنت عاشق بمانم یا شبی در آخرین رویای غمگینم بمیرم بی تو آغاز سکوتم، بی تو پایان ترانه خندههایم بیدلیل و گریههایم بیبهانه گرچه دیگر هستیام را شوق دیداری نماندهست باید از باران بگیرم خاطراتِ مردهام را یا که عادت میکنم با بغضِ گلدان پشت شیشه یا به دریا میدهم گلهای بارانخوردهام را