بیا آتش باش بیا به جان من ریز داغم کن،اعجازی کنیم غروب پاییز بیا قصه شو تو این شبای بی خواب خوابم کن آزادم کن از زنجیر مهتاب
بیا نغمه شو،بیا ترانه سر کن بیا آغاز شو شوری دگر کن بیا باور کن امید باد و باران بیا پروانه شو بالی بزن از بام تهران
سال تا سال اگه بی عشق موندین آوازایی هست که باید میخوندین صبح تا شب،اگه از پا میوفتیم قصه هایی هست که باید میگفتیم
بیا قصه شو تو این شبای بی خواب بیا آزاد شو،از این شهر بی تاب بیا خنده شو تو خشکی خیابان بیا پروانه شو،بالی بزن از بام تهران لالالا لالالا لالالا لالالا لالالا لالالا لالالا
به سایت آواما خوش آمدید! لطفاً توجه داشته باشید که محتوای این سایت برای افراد زیر 12 سال مناسب نمیباشد. برای ثبت نام، باید 12 سال یا بیشتر داشته باشید. با ثبت نام، شما تأیید میکنید که شرایط سنی لازم را دارا هستید.
با این کار تمام آهنگ ها از صف شما حذف می شود. آیا مطمئن هستید که می خواهید پاک
کنید؟
ای که در شبهایِ دوری گریه میکردی برایم رفتی و بعد از تو دنیا غرق شد در گریههایم بی تو آوازی دلم را پر نخواهد داد دیگر بی تو حتی شوقِ خواندن مرده دیگر در صدایم بی تو آغاز سکوتم، بی تو پایان ترانه خندههایم بیدلیل و گریههایم بیبهانه گرچه دیگر هستیام را شوق دیداری نماندهست باید از باران بگیرم خاطراتِ مردهام را یا که عادت میکنم با بغضِ گلدان پشت شیشه یا به دریا میدهم گلهای بارانخوردهام را تا به کی باید به یاد روزهای رفته باشم بعد از این باید تو را از خاطراتم پس بگیرم یا به شوقِ لحظهی برگشتنت عاشق بمانم یا شبی در آخرین رویای غمگینم بمیرم بی تو آغاز سکوتم، بی تو پایان ترانه خندههایم بیدلیل و گریههایم بیبهانه گرچه دیگر هستیام را شوق دیداری نماندهست باید از باران بگیرم خاطراتِ مردهام را یا که عادت میکنم با بغضِ گلدان پشت شیشه یا به دریا میدهم گلهای بارانخوردهام را