شب
متن آهنگ
شب که میشود یاد تو میزند به جان
تا که میپرد خواب و نمیرود فغان
من به بوی موی تو ای یار میکشم
نفس پس چرا نفس بریدهای زین زار
در قفس لحظه لحظه خاطره ها را
میکنم مرور پیش چشممی افسوس
اما شدی چه دور سقفم آسمان و زمین
گرمش آرزوست در دلم
اگر جایی هست هم برای اوست
شب که میشود
به خودم دشنام میدهم
کوچه کوچه شهر را پیاده راه میروم
این چه زندگیست که همش تکرار میشود
روز از نو است و روزی ام انکار میشود
شب که میشود اتاق کوچک میشود
بر دلم تمام یقین ها شک میشود
آه میکشم گویی
آواز میشود آه آه
تا که میپرد خواب و نمیرود فغان
من به بوی موی تو ای یار میکشم
نفس پس چرا نفس بریدهای زین زار
در قفس لحظه لحظه خاطره ها را
میکنم مرور پیش چشممی افسوس
اما شدی چه دور سقفم آسمان و زمین
گرمش آرزوست در دلم
اگر جایی هست هم برای اوست
شب که میشود
به خودم دشنام میدهم
کوچه کوچه شهر را پیاده راه میروم
این چه زندگیست که همش تکرار میشود
روز از نو است و روزی ام انکار میشود
شب که میشود اتاق کوچک میشود
بر دلم تمام یقین ها شک میشود
آه میکشم گویی
آواز میشود آه آه
از همین هنرمند
مشاهده بیشتر
کجایی تو
مصطفی عابدینی
آسمان دیوانه
مصطفی عابدینی
آرزوی مخفی
مصطفی عابدینی
عشق و جدایی
مصطفی عابدینی
اسمت گردنمه
مصطفی عابدینی
دریا
مصطفی عابدینی
گمشده
مصطفی عابدینی
اگر نمانی
مصطفی عابدینی
کاری کن
مصطفی عابدینی
به چه دردم میخورن
مصطفی عابدینی
من نمیرم کی بمیره
مصطفی عابدینی
دربارهٔ این آهنگ
مصطفی عابدینی
شب
Mostafa Abedini
Shab
شب
Mostafa Abedini
Shab
مصطفی عابدینی
شب
Mostafa Abedini
Shab
شب
Mostafa Abedini
Shab
