شب عید است سر سفرهی خالی خوابیم مادرم زل زده به خالی یک پیمانه همه خوابیم چرا که پدرم از شرمش تا نخوابیم محال است بیاید خانه عید هر سال برای من و اهل خانه روز خوب پدری هست که دائم سفر است حال ما را کمی امسال همه میفهمند عید امسال برای همه روز پدر است عید میاید اگر بر سر این سفره شبی دست خالی پدر مظهر اعجاز شود قلب این خانه گرفتهست هوا میخواهد عید میاید اگر پنجرهای باز شود عید با سبزه و سیب آمده از راه ولی بار بر شانهی ما قد دماوند شده جای سکه وسط سفرهی عیدم خالیست ارزش سکه در این شهر مگر چند شده یک نفر بود که از سفرهی شامش با عشق کوچه کوچه به یتیمان همه شب نان میداد کاش امروز هم او بود که جای سکه آهن تفته به امثال عقیلان میداد عید روزیست که هر سفره پر از نان باشد عید روزیست که ما حق کسی را نخوریم نان در این شهر پر از خرمن گندم حتماً آنقدر هست که ما نان کسی را نبریم
به سایت آواما خوش آمدید! لطفاً توجه داشته باشید که محتوای این سایت برای افراد زیر 12 سال مناسب نمیباشد. برای ثبت نام، باید 12 سال یا بیشتر داشته باشید. با ثبت نام، شما تأیید میکنید که شرایط سنی لازم را دارا هستید.
Beginning of dialog window. Escape will cancel and close the window.
End of dialog window.
جانانم بردی دل و جانم از عشق تو جانا همش در هیجانم جان جانم عاشقتر از آنم دستم رو بگیری بکوبد ضربانم کاش به دادم برسی به داد حالم برسی کاش به داد این دل پر تب و تابم برسی دست مارو خوندی دلمو کجا کشوندی اومدی دل ببری مارو به کجا رسوندی دلبر دلبر تویی از همه بهتر از گوشه ی قلبم الهی نزنی پر بس که تو جذابی و دلبر دلارام من از همه بهتر برده ای آرام و قرارم نگارم داره میاد کنارم