Loading...
آمدی در شهر زشتی ناگهان نایاب شد
آمدی و رفته رفته خوب بودن باب شد
نبض ساعت کند می زد، حال لحظه خوش نبود
آمدی و لحظه هایم لحظه لحظه ناب شد
من نمی گویم که چشم تو چه با من کرده است
پیش چشمان تو دریا از خجالت آب شد
من تو را بوسیدم و آرام رعد و برق زد
آسمان عکسی گرفت و بوسه ی ما قاب شد
تا حواسم پرت شد از آبشار موی تو
سمت آغوش نجیبت روح من پرتاب شد
چشم بستی، ماه آمد چادر شب را کشید
بر سر خورشید خواب آلوده؛ وقت خواب شد
آمدی و رفته رفته خوب بودن باب شد
نبض ساعت کند می زد، حال لحظه خوش نبود
آمدی و لحظه هایم لحظه لحظه ناب شد
من نمی گویم که چشم تو چه با من کرده است
پیش چشمان تو دریا از خجالت آب شد
من تو را بوسیدم و آرام رعد و برق زد
آسمان عکسی گرفت و بوسه ی ما قاب شد
تا حواسم پرت شد از آبشار موی تو
سمت آغوش نجیبت روح من پرتاب شد
چشم بستی، ماه آمد چادر شب را کشید
بر سر خورشید خواب آلوده؛ وقت خواب شد
محمدرضا منصوری
آمدی
Mohammadreza Mansouri
Amadi
آمدی
Mohammadreza Mansouri
Amadi
-
خواننده
محمدرضا منصوری -
ترانه سرا
صابر قدیمی -
تنظیم کننده
بابک زرین -
میکس و مستر
امین خاکیان -
آهنگساز
بابک زرین