پناه
متن آهنگ
ای فاصله ای فاصله پشت سرت آه من است
هر چه که بد گویم کم است می کُشی ام تو آخرش
بی عشق تو در به درم ، باران که می بارد غمم
غمِ همان کودکی است که گُم کرده مادرش
بیا بیا پناه من ، بیا که انتطار من
گرفته جانم را دگر
تویی تمام آرزو ، از تو رسیدم به جنون
مرا به رویاها ببر
این قائله جز دیدنت ختم به خیر نمی شود
مرا تو ناامید مکن این دل آواره می شود
آتشی در جان من است خاموش نمی شود مگر
بنشینی در مقابلم دیگر مگویی از سفر
بیا بیا پناه من ، بیا که انتطار من
گرفته جانم را دگر
تویی تمام آرزو ، از تو رسیدم به جنون
مرا به رویاها ببر
از همین هنرمند
مشاهده بیشتر
ساغرم
سالار عقیلی
خشکسالی
سالار عقیلی
همدم
سالار عقیلی , پرویز پرستویی , فاضل جمشیدی
چه میکشم
سالار عقیلی
رویای من
سالار عقیلی
آتش عشق
سالار عقیلی
آرام جان
سالار عقیلی , ایرج خواجه امیری
کوی عشق
سالار عقیلی
نگار بی وفا
سالار عقیلی
تنها می مانم (برادر جان)
سالار عقیلی
ایراندخت
سالار عقیلی
رفتی سفر
سالار عقیلی
حالا چرا
سالار عقیلی
ایرانم
سالار عقیلی
دلشدگان
سالار عقیلی
دربارهٔ این آهنگ
سالار عقیلی
پناه
Salar Aghili
Panah
پناه
Salar Aghili
Panah
سالار عقیلی
پناه
Salar Aghili
Panah
پناه
Salar Aghili
Panah
