انجماد
علیرضا عصار
آلبوم محتسب
متن آهنگ
تا انجماد می برد سرمای دشت ما را
در برف دفن می کرد افسانه ی صدا را
خط می خورید فردا از صفحه های تاریخ
می گفت و پاک می کرد از برف رد پا را
در چشم ابر باران ، قندیل میشد انگار
وقتی که حدس می زد پایان ماجرا را
پاییز بوی زخم و خون مرده می پراکند
میمرد شعر سرخی در دست های سارا
♪♪♪
از دوردست مردی همراه باد و بوران
می خواند و باز می خواند این شعر آشنا را
کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز
باشد که باز بینیم دیدار آشنا را
♪♪♪
در چشم ابر باران، قندیل می شد انگار
وقتی که حدس می زد پایان ماجرا را
سرشاخ لخت بیدی از شانه های پرچین
در گوش خاک می گفت پیغام سروها را
♪♪♪
از دوردست مردی همراه باد و بوران
می خواند و باز می خواند این شعر آشنا را
کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز
باشد که باز بینیم دیدار آشنا را
♪♪♪
تا انجماد می برد سرمای دشت ما را
در برف دفن می کرد افسانه ی صدا را
خط می خورید فردا از صفحه های تاریخ
می گفت و پاک می کرد از برف رد پا را
در چشم ابر باران، قندیل می شد انگار
وقتی که حدس می زد پایان ماجرا را
پاییز بوی زخم و خون مرده می پراکند
میمرد شعر سرخی در دست های سارا
♪♪♪
از دوردست مردی همراه باد و بوران
می خواند و باز می خواند این شعر آشنا را
کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز
باشد که باز بینیم دیدار آشنا را
در برف دفن می کرد افسانه ی صدا را
خط می خورید فردا از صفحه های تاریخ
می گفت و پاک می کرد از برف رد پا را
در چشم ابر باران ، قندیل میشد انگار
وقتی که حدس می زد پایان ماجرا را
پاییز بوی زخم و خون مرده می پراکند
میمرد شعر سرخی در دست های سارا
♪♪♪
از دوردست مردی همراه باد و بوران
می خواند و باز می خواند این شعر آشنا را
کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز
باشد که باز بینیم دیدار آشنا را
♪♪♪
در چشم ابر باران، قندیل می شد انگار
وقتی که حدس می زد پایان ماجرا را
سرشاخ لخت بیدی از شانه های پرچین
در گوش خاک می گفت پیغام سروها را
♪♪♪
از دوردست مردی همراه باد و بوران
می خواند و باز می خواند این شعر آشنا را
کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز
باشد که باز بینیم دیدار آشنا را
♪♪♪
تا انجماد می برد سرمای دشت ما را
در برف دفن می کرد افسانه ی صدا را
خط می خورید فردا از صفحه های تاریخ
می گفت و پاک می کرد از برف رد پا را
در چشم ابر باران، قندیل می شد انگار
وقتی که حدس می زد پایان ماجرا را
پاییز بوی زخم و خون مرده می پراکند
میمرد شعر سرخی در دست های سارا
♪♪♪
از دوردست مردی همراه باد و بوران
می خواند و باز می خواند این شعر آشنا را
کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز
باشد که باز بینیم دیدار آشنا را
از همین آلبوم
مشاهده بیشتر
04.Be Jan e To
علیرضا عصار
نفس
علیرضا عصار
دیگر چه میتوان گفت
علیرضا عصار
شاه جهان
علیرضا عصار
قربانی
علیرضا عصار
دربارهٔ این آهنگ
Enjemad
انجماد
علیرضا عصار
Alireza Assar
انجماد
علیرضا عصار
Alireza Assar
عوامل این آهنگ
- خواننده
- علیرضا عصار
- ترانه سرا
- فاضل نظری، افشین مقدم، آرش نصیری
- تنظیم کننده
- فواد حجازی
- آهنگساز
- فواد حجازی
- شاعر
- مولانا رومی / Rumi ، پروین اعتصامی، مظاهر مصفا
Enjemad
انجماد
علیرضا عصار
Alireza Assar
انجماد
علیرضا عصار
Alireza Assar
