اگر روزی رسد دستم به دامانت کنم جان را به قربانت ولی بی لطف و احسانت چگونه شوم ناخوانده مهمانت چگونه اگر روزی رسد دستم به دامانت کنم جان را به قربانت ولی بی لطف و احسانت چگونه شوم ناخوانده مهمانت چگونه تو معبود منی بگذار داد از دل بگیرم پناهم ده که بر سقف حرم منزل بگیرم تو دریایی و من تنها غریق مانده در باران تو فانوس رهم شو تا ره ساحل بگیرم اگر روزی رسد دستم به دامانت کنم جان را به قربانت ولی بی لطف و احسانت چگونه شوم ناخوانده مهمانت چگونه --- --- در این بازار بی مهری به دیدار تو شادم تو شادم کن که سوز غم برآمد از نهادم تو میگفتی صدایم کن ز سوز سینه هر شب صدایت میزنم اما رسی آیا به دادم کمک کن تا ابد تنها به تو عاشق بمانم به کوی عاشقی شعر خوش ماندن بخوانم کمک کن تا ابد تنها به تو عاشق بمانم به کوی عاشقی شعر خوش ماندن بخوانم به کوی عاشقی شعر خوش ماندن بخوانم به کوی عاشقی شعر خوش ماندن بخوانم به کوی عاشقی شعر خوش ماندن بخوانم به کوی عاشقی شعر خوش ماندن بخوانم به کوی عاشقی شعر خوش ماندن بخوانم
به سایت آواما خوش آمدید! لطفاً توجه داشته باشید که محتوای این سایت برای افراد زیر 12 سال مناسب نمیباشد. برای ثبت نام، باید 12 سال یا بیشتر داشته باشید. با ثبت نام، شما تأیید میکنید که شرایط سنی لازم را دارا هستید.
آواما
ارتقا به اشتراک ویژه
دانلود نامحدود، پخش بدون تبلیغ و کیفیت بالا برای تمام موزیکها و ویدیوها