سرکوب
متن آهنگ
در این سرای بی کسی در این سرای بی کسی
کسی به در نمیزند
به دشت پر ملال ما به دشت پر ملال ما
پرنده پر نمیزند
یکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمیکند
کسی به کوچه سار شب در سحر نمیزند
نشسته ام نشسته ام در انتظار این غبار بی سوار
دریغ کز چنین شبی دریغ کز چنین شبی
سپیده سر نمیزند نمیزند
دل خراب من دگر خراب تر نمیشود نمیشود نمیشود
که خنجر غمت که خنجر غمت از این خراب تر نمیزند
کسی به در نمیزند
به دشت پر ملال ما به دشت پر ملال ما
پرنده پر نمیزند
یکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمیکند
کسی به کوچه سار شب در سحر نمیزند
نشسته ام نشسته ام در انتظار این غبار بی سوار
دریغ کز چنین شبی دریغ کز چنین شبی
سپیده سر نمیزند نمیزند
دل خراب من دگر خراب تر نمیشود نمیشود نمیشود
که خنجر غمت که خنجر غمت از این خراب تر نمیزند
از همین هنرمند
مشاهده بیشتر
پریشانی
علیرضا قربانی
کیف انگلیسی
علیرضا قربانی
در زلف تو آویزم
علیرضا قربانی
وضعیت سفید
علیرضا قربانی
بی گناه
علیرضا قربانی
پریزاد
علیرضا قربانی
روزهای بی قرار
علیرضا قربانی
گفتگو (اجرای زنده)
علیرضا قربانی
خیال خوش
علیرضا قربانی
دارم میرم
علیرضا قربانی
عروج
علیرضا قربانی
درخت گردو
علیرضا قربانی
گیسوی باران
علیرضا قربانی
در آن چشم ها
علیرضا قربانی
روزگار غریب
علیرضا قربانی
دربارهٔ این آهنگ
علیرضا قربانی
Alireza Ghorbani
Sarkoob
سرکوب
تیتراژ فیلم سینمایی سرکوب
Alireza Ghorbani
Sarkoob
سرکوب
تیتراژ فیلم سینمایی سرکوب
علیرضا قربانی
Alireza Ghorbani
Sarkoob
سرکوب
تیتراژ فیلم سینمایی سرکوب
Alireza Ghorbani
Sarkoob
سرکوب
تیتراژ فیلم سینمایی سرکوب
