زگریه
متن آهنگ
ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است
ببین که در طلبت حال مردمان چون است
به یاد لعل تو و چشم مست میگونت
ز جام غم می لعلی که میخورم خون است
حکایت لب شیرین کلام فرهاد است
شکنج طره لیلی مقام مجنون است
ز دور باده به جان راحتی رسان ساقی
که رنج خاطرم از جور دور گردون است
از آن دمی که ز چشمم برفت رود عزیز
کنار دامن من همچو رود جیحون است
چگونه شاد شود اندرون غمگینم
به اختیار که از اختیار بیرون است
ببین که در طلبت حال مردمان چون است
به یاد لعل تو و چشم مست میگونت
ز جام غم می لعلی که میخورم خون است
حکایت لب شیرین کلام فرهاد است
شکنج طره لیلی مقام مجنون است
ز دور باده به جان راحتی رسان ساقی
که رنج خاطرم از جور دور گردون است
از آن دمی که ز چشمم برفت رود عزیز
کنار دامن من همچو رود جیحون است
چگونه شاد شود اندرون غمگینم
به اختیار که از اختیار بیرون است
از همین هنرمند
مشاهده بیشتر
زهره (ریمیکس)
علی زند وکیلی
بی تفاوتی
علی زند وکیلی
خط پایان
علی زند وکیلی
زندگی کن
علی زند وکیلی
صنم
علی زند وکیلی
جاده شب
علی زند وکیلی
سیه مو
علی زند وکیلی
وطن
علی زند وکیلی
چه زیبایی
علی زند وکیلی
زیباترین رویا
علی زند وکیلی
نقاب
علی زند وکیلی
خواب پریشان
علی زند وکیلی
دلواپسی
علی زند وکیلی
روسری آبی
علی زند وکیلی
آخرین آواز
علی زند وکیلی
دربارهٔ این آهنگ
ز گریه
علی زند وکیلی
ali zand vakili
ze gerye
علی زند وکیلی
ali zand vakili
ze gerye
ز گریه
علی زند وکیلی
ali zand vakili
ze gerye
علی زند وکیلی
ali zand vakili
ze gerye
