تنهام نزار باد میاره با خودش یاد تورو
میلرزونه عمق استخونو
میگم نرو میجوشه افکار
سرریز میشه روی گونه هام
میترسم از تنهایی این روزا مثل دیوونه هام
کمرم خم میشه از رنج و فشار
فقط میتونم اینو بگم تنهام نزار
سر در گریبون میکنم غم هامو پنهان میکنم
فردایی درکاار نیست میدونم
کنج خونه به یادت میشینم
خوابایی که هربار توش میمیرم
بهترین خواباییه که از وقتی رفتی میبینم
نمیتونم سکوتو خفه کنم با یه ریتم و آهنگ
چون هر نوت میاره یاد تورو باز میشم دلتنگ
توی تنهایی میشنوم اسمتو مبهم
لحظه هایی که میره بالا تپش قلبم
برمیگردم به شروع تا کنه خورشید طلوع
باز میپرسم میتونم توی تاریکی پیدات کنم
میتونی توی قلبت منو پیدام کنی
توی هر ایستگاهی چشم میبندم و میکشم بوی تورو
گوش میدم تا بشنوم صدای قدمای تورو
من به تو یا تو خوردم گره
یاد تو چیره بر افکار منه
مثل زنگی که فولاد و میخوره