به هوای تو من تو خیال خودم بی تو پرسه زدم من و برد به همان شبی که به چشای تو زل میزدم من به دنیای توو این احساس ناب عادت کردم عادت کردم بعد از آن شب سرد هر نگاه تو را عبادت کردم
آه که نبودت به من آتش جان زد سوختم از این عشق که تو را بی وفا کرد من شدم آن کس که روم پی مستی قلب مرا تو شکستی دل به تو دادم که غمم برهانی نشویی تو همان کس که به درد بکشانی کاش که شود باز که یه روز تو بیایی و بمانی ♪♪♪ حال که دگر که مرا تو نخواهی تو بگو چه کنم که هوایت برهد ز سرم تو ندانی که خود که تمام منی تو همانی که من نتوانم از یاد ببرم بعد از آن همه زخم که به جان من افتاد تو به تسکین دل یار دگر بودی من به جان بخریدم که بمیرم و اما برسی به کسی به آن دل داده بودی دل داده بودی دل داده بودی ♪♪♪ آه که نبودت به من آتش جان زد سوختم از این عشق که تو را بی وفا کرد من شدم آن کس که روم پی مستی قلب مرا تو شکستی دل به تو دادم که غمم برهانی نشویی تو همان کس که به درد بکشانی کاش که شود باز که یه روز تو بیایی و بمانی
به سایت آواما خوش آمدید! لطفاً توجه داشته باشید که محتوای این سایت برای افراد زیر 12 سال مناسب نمیباشد. برای ثبت نام، باید 12 سال یا بیشتر داشته باشید. با ثبت نام، شما تأیید میکنید که شرایط سنی لازم را دارا هستید.
آواما
ارتقا به اشتراک ویژه
دانلود نامحدود، پخش بدون تبلیغ و کیفیت بالا برای تمام موزیکها و ویدیوها