ساده بگم ساده بگم ساده بگم داهاتیم اهل همین نزدیکیا همسایه روشنیا همخونه تاریکیا ساده بگم ساده بگم بوی علف میده تنم هنوز همون داهاتیم با همه شهری شدنم با همه شهری شدنم
باغ غریب ده من گلای زینتی نداشت اسب نجیب ده من نعلای قیمتی نداشت اما همون چار تا دیوار با بوی خوب کاه گلش اما همون چنتا خونه با مردم ساده دلش اما همون چار تا دیوار با بوی خوب کاه گلش اما همون چنتا خونه با مردم ساده دلش
برای من که عکسمو مدتیه تو آب چشمه ندیدم برای من که شرقیم از اون هوا دل بریدم برای من که عکسمو مدتیه تو آب چشمه ندیدم برای من که شرقیم از اون هوا دل بریدم
دنیایی که دیدن اون اگر چه مثل قدیما راه درازی نداره اما می دونم که دیگه دنیای خوبه سادگی به من نیازی نداری
برای من که عکسمو مدتیه تو آب چشمه ندیدم برای من که شرقیم از اون هوا دل بریدم برای من که عکسمو مدتیه تو آب چشمه ندیدم برای من که شرقیم از اون هوا دل بریدم
ساده بگم ساده بگم ساده بگم داهاتیم اهل همین نزدیکیا همسایه روشنیا همخونه تاریکیا ساده بگم ساده بگم بوی علف میده تنم هنوز همون داهاتیم با همه شهری شدنم با همه شهری شدنم
باغ غریب ده من گلای زینتی نداشت اسب نجیب ده من نعلای قیمتی نداشت اما همون چار تا دیوار با بوی خوب کاه گلش اما همون چنتا خونه با مردم ساده دلش اما همون چار تا دیوار با بوی خوب کاه گلش اما همون چنتا خونه با مردم ساده دلش
برای من که عکسمو مدتیه تو آب چشمه ندیدم برای من که شرقیم از اون هوا دل بریدم برای من که عکسمو مدتیه تو آب چشمه ندیدم برای من که شرقیم از اون هوا دل بریدم
به سایت آواما خوش آمدید! لطفاً توجه داشته باشید که محتوای این سایت برای افراد زیر 12 سال مناسب نمیباشد. برای ثبت نام، باید 12 سال یا بیشتر داشته باشید. با ثبت نام، شما تأیید میکنید که شرایط سنی لازم را دارا هستید.
آواما
ارتقا به اشتراک ویژه
دانلود نامحدود، پخش بدون تبلیغ و کیفیت بالا برای تمام موزیکها و ویدیوها
با این کار تمام آهنگ ها از صف شما حذف می شود. آیا مطمئن هستید که می خواهید پاک
کنید؟
مرا هزار امید است و هر هزار تویی شروع شادی و پایان انتظار تویی بهار ها که ز عمرم گذشت و بی تو گذشت چه بود غیر خزان ها اگر بهار تویی در آن زمان که جهان خالی از وصال شود کسی به پشت در آید که از قرار تویی بوده ام ز ازل ها پی کویت مستم به ابد از می مویت از خود همه را با تو بگفتم حالا تو بگو راز مگویت جهانیان همه گر تشنگان خون منند چه باک زان همه دشمن چو دوستدار تویی دلم صراحی لبریز آرزومندیست ستاره ای که بخندد به شام تار تویی