وقت است که بنشینی و گیسو بگشایی تا با تو بگویم غم شبهای جدایی بزم تو مرا می طلبد آمدم ای جان من عودم و از سوختنم نیست رهایی ، نیست رهایی… تا در قفس بال و پر خویش اسیر است دیوانه ی پرواز بود مرغ هوایی ، مرغ هوایی… با شوق سرانگشت تو لبریز نواهاست تا خود به کنار آرد چه کند چنگ نوایی ، چنگ نوایی ، چنگ نوایی… ای وای بر آن گوش که بست نغمه ی این نای بشنید و نشد و آگه از اندیشه ی نایی افسوس بر آن چشم که با پرتوِ صد شمع در آینه ات دید و ندانست کجایی در آینه بندان پریخانه ی چشمان بنشین که به مهمانی دیدار خدایی بینی که دری از تو به روی تو گشایم هر در که بر این خانه ی آیینه گشایی وقت است که بنشینی و گیسو بگشایی تا با تو بگویم غم شبهای جدایی وقت است که بنشینی و گیسو بگشایی تا با تو بگویم غم شبهای جدایی…
به سایت آواما خوش آمدید! لطفاً توجه داشته باشید که محتوای این سایت برای افراد زیر 12 سال مناسب نمیباشد. برای ثبت نام، باید 12 سال یا بیشتر داشته باشید. با ثبت نام، شما تأیید میکنید که شرایط سنی لازم را دارا هستید.
آواما
ارتقا به اشتراک ویژه
دانلود نامحدود، پخش بدون تبلیغ و کیفیت بالا برای تمام موزیکها و ویدیوها