منو ببر به اون روزایی که جهان هنوز به اسلحه،عادت نکرده بود روزایی که هنوز کسی به جرم عشق مردیو به دوئل،دعوت نکرده بود ♪♪♪ به اون زمونه ای که تو خیابونا هر شب نمایش قتلو ترور نبود به روزگاری که شقیقه ی جهان زیر تپانچه ی یه دیکتاتور نبود ♪♪♪ تو روزگار خون منتظرم نمون ساعتارو ببر به لحظه های شاد قرار ما دوتا یه کافه تو شب شکست نازیا تو استالینگراد با من شریک شو تو خوابی که خدا کبریت اولین باروتو فوت کرد منو ببر به اون لحظه که رادیو با اشک شوق گفت هیتلر سقوط کرد ♪♪♪ از قلعه ی نرون از قصر آلکاپون از قصر جان لنون راه فرار نیست هرجا فشنگ هست توپ و تفنگ هست هرجا که جنگ هست عشقی تو کار نیست آتش بس بده،مرگو شکست بده تابوتو پس بده قبرستونا پرن ما هر دو عابریم امشب مسافریم حاضر شو تا بریم به رویاهای من ♪♪♪ تو عصری که هنوز،کوچه ها خاکین با من قدم بزن رو فرش سنگلاخ یا تو جهانی که،زبان رایج هرکشوری شده،اهنگ های باخ ♪♪♪ تجربه کن باهام آینده ای رو که بازی بچه هاش مسلحانه نیست روزیو که دیگه رو صورت زمین زخمی به وسعت خاورمیانه نیست ♪♪♪ عصری که گلوله رو تنها تو فیلمای کهنه ی وسترن میشه دید جنگ ستارگان،خوابیه که فقط تو کتابای ژولورن میشه دید بیا سفر کنیم جاییکه تو اتاق بجای گلوله،گل شلیک میکنن به اون زمونه ای که خون آدمو از بشکه های نفت تفکیک میکنن ♪♪♪ از قلعه ی نرون از قصر آلکاپون از قصر جان لنون راه فرار نیست هرجا فشنگ هست توپ و تفنگ هست هرجا که جنگ هست عشقی تو کار نیست آتش بس بده،مرگو شکست بده تابوتو پس بده قبرستونا پرن ما هر دو عابریم امشب مسافریم حاضر شو تا بریم به رویاهای من
به سایت آواما خوش آمدید! لطفاً توجه داشته باشید که محتوای این سایت برای افراد زیر 12 سال مناسب نمیباشد. برای ثبت نام، باید 12 سال یا بیشتر داشته باشید. با ثبت نام، شما تأیید میکنید که شرایط سنی لازم را دارا هستید.
آواما
ارتقا به اشتراک ویژه
دانلود نامحدود، پخش بدون تبلیغ و کیفیت بالا برای تمام موزیکها و ویدیوها
با این کار تمام آهنگ ها از صف شما حذف می شود. آیا مطمئن هستید که می خواهید پاک
کنید؟
مرا هزار امید است و هر هزار تویی شروع شادی و پایان انتظار تویی بهار ها که ز عمرم گذشت و بی تو گذشت چه بود غیر خزان ها اگر بهار تویی در آن زمان که جهان خالی از وصال شود کسی به پشت در آید که از قرار تویی بوده ام ز ازل ها پی کویت مستم به ابد از می مویت از خود همه را با تو بگفتم حالا تو بگو راز مگویت جهانیان همه گر تشنگان خون منند چه باک زان همه دشمن چو دوستدار تویی دلم صراحی لبریز آرزومندیست ستاره ای که بخندد به شام تار تویی