غزل پوش تن پس کوچه ها در غربت آواز بخوان از التهاب خاک برای آخرین آغاز نمی آیی و شهر من بدون عشق تاریک است بگو تا کی... بگو تا کی بگویم عشق نزدیک است؟! میان شهر بی باور من سرگشته را دریاب که من بیدار بیدارم نه با افسانه ای در خواب در این شبهای تاریخی تو پنهانی و تابیدی حقیقت را نمایان کن که تو... پایان تردیدی!! غزل پوش تن پس کوچه ها در غربت آواز بخوان از التهاب خاک برای آخرین آغاز نمی آیی و شهر من بدون عشق تاریک است بگو تا کی بگو تا کی بگویم عشق نزدیک است؟! عشق نزدیک است... عشق نزدیک است..
به سایت آواما خوش آمدید! لطفاً توجه داشته باشید که محتوای این سایت برای افراد زیر 12 سال مناسب نمیباشد. برای ثبت نام، باید 12 سال یا بیشتر داشته باشید. با ثبت نام، شما تأیید میکنید که شرایط سنی لازم را دارا هستید.
آواما
ارتقا به اشتراک ویژه
دانلود نامحدود، پخش بدون تبلیغ و کیفیت بالا برای تمام موزیکها و ویدیوها
با این کار تمام آهنگ ها از صف شما حذف می شود. آیا مطمئن هستید که می خواهید پاک
کنید؟
مرا هزار امید است و هر هزار تویی شروع شادی و پایان انتظار تویی بهار ها که ز عمرم گذشت و بی تو گذشت چه بود غیر خزان ها اگر بهار تویی در آن زمان که جهان خالی از وصال شود کسی به پشت در آید که از قرار تویی بوده ام ز ازل ها پی کویت مستم به ابد از می مویت از خود همه را با تو بگفتم حالا تو بگو راز مگویت جهانیان همه گر تشنگان خون منند چه باک زان همه دشمن چو دوستدار تویی دلم صراحی لبریز آرزومندیست ستاره ای که بخندد به شام تار تویی