مَن عاشِق کسی شُدَم ، که راهِش از دِلم جُداست … انقدر خودِشو دوست داره ، فکر میکنه خود خداست مَن عاشق کسی شدَم ، که دِلش از هَمه پُره … بی خودی دِلخوشم بهش ، بی خودی از مَن دِلخوره زُل میزنه توی چشام ، اما مَنو نمیبینه وَقتی با هَم میریم یه جا ، کنار مَن نِمیشینه هَر کاری واسش میکنم ، اما به چشمِش نِمیاد تو این هَمه سال نشده ، یه بار ازم چیزی بخواد خیلیا میگن مَنو اون ، وَصله ی ناجور هَمیم … خیلیام فکر میکنند ، که دوستای دور هَمیم …
انقدر غَریبی میکنه ، که حِس مَن یَخ میزنه … فقط یه خوبی داره که ، مُطمئنم مال مَنه … خوب میدونم با هیچکسی ، اندازه ی مَن راه نمیاد به چشمش هیچکی غیر مَن ، این هَمه زیبا نِمیاد هَر کاری واسش میکنم ، اما به چشمِش نِمیاد تو این هَمه سال نشده ، یه بار ازم چیزی بخواد خیلیا میگن مَنو اون ، وَصله ی ناجور هَمیم … خیلیام فکر میکنند ، که دوستای دور هَمیم …
به سایت آواما خوش آمدید! لطفاً توجه داشته باشید که محتوای این سایت برای افراد زیر 12 سال مناسب نمیباشد. برای ثبت نام، باید 12 سال یا بیشتر داشته باشید. با ثبت نام، شما تأیید میکنید که شرایط سنی لازم را دارا هستید.
آواما
ارتقا به اشتراک ویژه
دانلود نامحدود، پخش بدون تبلیغ و کیفیت بالا برای تمام موزیکها و ویدیوها
با این کار تمام آهنگ ها از صف شما حذف می شود. آیا مطمئن هستید که می خواهید پاک
کنید؟
مرا هزار امید است و هر هزار تویی شروع شادی و پایان انتظار تویی بهار ها که ز عمرم گذشت و بی تو گذشت چه بود غیر خزان ها اگر بهار تویی در آن زمان که جهان خالی از وصال شود کسی به پشت در آید که از قرار تویی بوده ام ز ازل ها پی کویت مستم به ابد از می مویت از خود همه را با تو بگفتم حالا تو بگو راز مگویت جهانیان همه گر تشنگان خون منند چه باک زان همه دشمن چو دوستدار تویی دلم صراحی لبریز آرزومندیست ستاره ای که بخندد به شام تار تویی