Loading...
مرا ز خاطرت نرفت اگر ای از من بی خبر …
شب چرا میکشد مرا تو نشسته ای کجای ماجرا
من چنان گریه میکنم که خدا بغل کند مگر مرا
عمر همه لحظه ی وداع است و صدای پایت آخرین صداست
ای گریه های بعد از این خاطرم نمانده شهر من کجاست
صبح رفتن است این تن من است هجرتت مرده بر شانه بردن است
این یقین مثل مرگ با تو روشن است …
شب چرا میکشد مرا تو نشسته ای کجای ماجرا
من چنان گریه میکنم که خدا بغل کند مگر مرا
عمر همه لحظه ی وداع است و صدای پایت آخرین صداست
ای گریه های بعد از این خاطرم نمانده شهر من کجاست
شب چرا میکشد مرا تو نشسته ای کجای ماجرا
من چنان گریه میکنم که خدا بغل کند مگر مرا
عمر همه لحظه ی وداع است و صدای پایت آخرین صداست
ای گریه های بعد از این خاطرم نمانده شهر من کجاست
صبح رفتن است این تن من است هجرتت مرده بر شانه بردن است
این یقین مثل مرگ با تو روشن است …
شب چرا میکشد مرا تو نشسته ای کجای ماجرا
من چنان گریه میکنم که خدا بغل کند مگر مرا
عمر همه لحظه ی وداع است و صدای پایت آخرین صداست
ای گریه های بعد از این خاطرم نمانده شهر من کجاست
Arman Garshasbi - Shab
-
خواننده
آرمان گرشاسبی -
ناشر
موسسه فرهنگی هنری ققنوس