تو روشن می کنی خورشید و هر روز تو هر شب توی جلد ماه میری بگیر دستامو محکم تا نیفتم زمین می لرزه وقتی راه میری دلم با خنده تو گرم میشه تو روزایی که دنیا سرد باشه تو رو حس می کنم می فهمم اینو یه زن می تونه گاهی مرد باشه نمی ترسم از اینکه پیر میشیم از اینکه زندگی بی مکث میره تموم ساعتا تسلیم میشن کنار تو زمان بر عکس میره تو چشمات عکس یک دنیا میفته ♪♪♪
تو اون چشمای نازت مثل شیشه مراقب باش پلکاتو نبندی حواسم با یه چشمک پرت میشه تو روشن می کنی خورشیدو هر روز تو هر شب توی جلد ماه میری بگیر دستامو محکم تا نیفتم زمین می لرزه وقتی راه میری دلم با خنده تو گرم میشه تو روزایی که دنیا سرد باشه تو رو حس می کنم می فهمم اینو یه زن می تونه گاهی مرد باشه یه زن می تونه گاهی مرد باشه
انوشیروان تقوی, کوشان حداد, مهران خلیلی, نوید سپهر, عباس لطیفی
آهنگساز
انوشیروان تقوی, فرزاد فرزین, عباس لطیفی , مجید رسائی
ناشر
هنر اول پردیسان پاسارگاد
لطفا وارد حساب کاربری شوید.
به سایت آواما خوش آمدید! لطفاً توجه داشته باشید که محتوای این سایت برای افراد زیر 12 سال مناسب نمیباشد. برای ثبت نام، باید 12 سال یا بیشتر داشته باشید. با ثبت نام، شما تأیید میکنید که شرایط سنی لازم را دارا هستید.
آواما
ارتقا به اشتراک ویژه
دانلود نامحدود، پخش بدون تبلیغ و کیفیت بالا برای تمام موزیکها و ویدیوها
با این کار تمام آهنگ ها از صف شما حذف می شود. آیا مطمئن هستید که می خواهید پاک
کنید؟
مرا هزار امید است و هر هزار تویی شروع شادی و پایان انتظار تویی بهار ها که ز عمرم گذشت و بی تو گذشت چه بود غیر خزان ها اگر بهار تویی در آن زمان که جهان خالی از وصال شود کسی به پشت در آید که از قرار تویی بوده ام ز ازل ها پی کویت مستم به ابد از می مویت از خود همه را با تو بگفتم حالا تو بگو راز مگویت جهانیان همه گر تشنگان خون منند چه باک زان همه دشمن چو دوستدار تویی دلم صراحی لبریز آرزومندیست ستاره ای که بخندد به شام تار تویی