افسانه
متن آهنگ
چه خوش افسانه می گویی به افسون های خاموشی
مرا از یاد خود بستان بدین خواب فراموشی
ز موج چشم مستت چون دل سرگشته برگیرم
که من خود غرقه خواهم شد درین دریای مدهوشی
می از جام مودت نوش و در کار محبت کوش
به مستی ، بی خمارست این می نوشین اگر نوشی
سخن ها داشتم دور از فریب چشم غمازت
چو زلفت گر مرا بودی مجال حرف درگوشی
نمی سنجند و می رنجند ازین زیبا سخن سایه
بیا تا گم کنم خود را به خلوت های خاموشی
مرا از یاد خود بستان بدین خواب فراموشی
ز موج چشم مستت چون دل سرگشته برگیرم
که من خود غرقه خواهم شد درین دریای مدهوشی
می از جام مودت نوش و در کار محبت کوش
به مستی ، بی خمارست این می نوشین اگر نوشی
سخن ها داشتم دور از فریب چشم غمازت
چو زلفت گر مرا بودی مجال حرف درگوشی
نمی سنجند و می رنجند ازین زیبا سخن سایه
بیا تا گم کنم خود را به خلوت های خاموشی
از همین آلبوم
مشاهده بیشتر
راه و ماه(تکنوازی سنتور)
سینا سرلک
راه و ماه(ساز و آواز)
سینا سرلک
راه و ماه
سینا سرلک
شاه خرابات
سینا سرلک
دربارهٔ این آهنگ
افسانه
afsane
afsane
عوامل این آهنگ
- خواننده
- سینا سرلک
- آهنگساز
- نوید دهقان
افسانه
afsane
afsane
